خانه > آموزش و مشاوره > نقش مشاوره مديريت ومهندسي در توسعه قسمت سوم

نقش مشاوره مديريت ومهندسي در توسعه قسمت سوم


در مجله تدبیر شماره 115 شهریور سال 1380 میزگردی مهم در خصوص نقش مشاوره در توسعه صنعت برگزار شده بود که بدلیل مهم بودن مطالب آن طی چند قسمت ارائه می گردد.هدف از طرح مباحث نقش مشاوره در کارخانجات و صنعت ارتقاء آگاهی همکاران در نحوه و ضرورت استفاده از مشاوران در سازمان می باشدکه در آینده به بررسی تخصصی نقش مشاور نت در صنعت خواهیم پرداخت.

یكي از مقوله هاي اساسي در جامعه متحول امروز، مفهوم توسعه پايدار است . توسعه پايدار در يك عبارت كوتاه يعني ايجاد، ارتقا و تحول موزون و مناسب در تمامي ارزشهاي يك نظام ، شناخت دقيق ارزشهاي مورد قبول مردم ، و چگونگي تبلور و 23 تحقق اين ارزشها كه بايد در سند برنامه توسعه انعكاس يابد. در گذشته ، آگاهي از نظرات آحاد مردم امري دشوار بود، اما امروز باتوجه به وجود مراكز آماري ،نهادها و تشكلهاي حرفه اي ، علمي ، صنفي و بالاتر از همه وجود سازوكارها و امكانات تكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي ، اين مهم پيچيدگي هاي قبلي خود را از دست داده است . بنابراين شرايط لازم براي طرح و اجراي مطالبات

و ارزشهاي موردنظر آحاد مردم فراهم آمده و ضرورت ايجاب مي كند كه در برنامه توسعه منظور و فرايند تحقق آنها نيز پيش بيني و به دقت تدوين شود.

يكي از راههاي اساسي براي تحقق خواسته هاي مردم در برنامه هاي توسعه ، رايزني و مشاوره بانهادهاي مدني ، تشكلها و انجمن هاي حرفه اي ، صنفي ، مراكز علمي و ساير نهادهاي مردمي و بهره گيري ازتكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي است .

 

نقش مشاوره مديريت و مشاوره مهندسي در توسعه ، مفهوم مشاوره مديريت و مشاوره مهندسي ،وظايف و ويژگيهاي مشاوران مديريت و مهندسي ، وضعيت تعامل موجود ميان مشاوران و كارفرمايان ،جايگاه مشاوره مديريت و مهندسي در برنامه هاي توسعه ، ضرورت ايجاد و توسعه تشكلهاي مشاوره اي ، ونيز عوامل بازدارنده و تقويت كننده در توسعه صنعت مشاوره از جمله پرسشها و نكات محوري است كه صاحبنظران و مديران شركت كننده در مورد آنها بحث كرده اند.

 

اهميت و گستردگي دامنه بحث ، ما را بر آن داشت كه برخلاف تمايل خود مباحث اين نشست علمي – مديريتي را در دوبخش جداگانه تقديم خوانندگان كنيم .

در همين جا يادآور مي شويم كه تدبير قبلا در زمينه مشاوره مديريت ، ميزگردي برگزار كرده بود (آذر78 – شماره 98) و به همين جهت سعي شده است حتي الامكان از تكرار مطالب آن ميزگرد خودداري شود.ولي باتوجه به علاقه خوانندگان ، نكات عمده ميزگرد 98 تدبير به صورت مستقل همراه با مباحث اين ميزگردبه چاپ رسيده است .

ضمن سپاس از شركت كنندگان در بحث ، آنچه در پي مي آيد حاصل بخش نخست ميزگرد فعلي ونكات اساسي ميزگرد قبلي است كه اميد است مورد توجه قرار گيرد.

 

شركت كنندگان در ميزگرد

 

فريدون آذرهوش :

دكتراي مديريت دولتي ، داراي سوابق طولاني كارشناسي ، مشاوره و مديريت ، عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي

 

گيتي اعتماد:

فوق ليسانس معماري ، دكتراي شهرسازي ، داراي كتابها و مقالات مختلف در نشريات معتبرعلمي كشور

 

نسرين جزني :

دكتراي مديريت دولتي ، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي ، داراي كتابها و مقالات مختلف علمي ،ارائه دهنده خدمات مشاوره اي .

 

مجتبي سليمانيها:

كارشناس ارشد برنامه ريزي سيستم هاي اقتصادي – اجتماعي ، عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي ،مشاور مهندسي سازمان در شركت ايران خودرو

 

حسن سياه مكون :

فوق ليسانس مديريت ، مديرعامل موسسه نوآوران (مشاورين مدي ريت )، دبير شبكه مشاوران مديريت ومهندسي ايران ، دبير انجمن مشاوران مديريت ايران

 

فرامرز شاه كرمي :

دانشجوي دكتراي مديريت صنعتي ، عضوكميسيون تــــدوين استانداردهاي سيستم هاي مديريت كيفيت ،مدير بخش مشاوره و طراحي سيستم سازمان مديريت صنعتي

 

فريد زيباحالت منفرد:

فارغ التحصيل مديريت بازرگاني ، كارشناس صدور خدمات فني و مهندسي دفتر امور مشاوران و پيمانكاران سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، عضو هسته راهبردي فكري دفتر امور مشاوران وپيمانكاران .

 

آذرهوش : بحث اصلي اين ميزگرد رابطه دو شاخه مهم از صنعت مشاوره ; يعني مشاوره مديريت و مشاوره موسوم به فني – مهندسي است . اينكه چگونه مي توان اين رابطه را درجهات و جوانبي سازنده تر تقويت كرد تا اين دو نوع مشاوره به صورتي هم افزا بتوانند به فرايند توسعه كشور – چه در سطح كلان و چه در سطح بنگاه – كمك بيشتري كنند.پرسش ديگري كه مطرح است نقش هريك از اين دو قلمرو مشاوره در فرايند توسعه است .

براي هدايت بحث به سوي نوعي نتيجه گيري – هرچند مقدماتي – نخست مي توان به پرسش اخير پرداخت و از ضرورت استفاده از نهاد مشاوره در مديريت توسعه صحبت كرد. سپس كم وكاستي هاي اين دو نوع مشاوره را از ديدگاه خدمت به فرايند توسعه و هم از لحاظ رابطه با يكديگر مطرح كرد. در پايان پيشنهادهايي را براي جبران كمبودها و رفع نارسايي ها ارائه كرد.

 

انتظار طبيعي اين است كه همكاران مدعو از بخش مشاوره فني – مهندسي با آشنايي عميق تري كه با قلمرو فعاليت هاي خود دارند، درباره نقش و اهميت اين نوع مشاوره وكم وكاستي هاي موجود بيشتر توضيح فرمايند و دوستاني كه مانند اينجانب در زمينه مشاوره مديريت فعاليت دارند نيز به تشريح نقش و آسيب شناسي اين شاخه از مشاوره بپردازند. با اين ترتيب زمينه اطلاعاتي لازم براي تبادل فكري فراهم خواهدشد.

با اين تلقي از تقسيم كار، علاقمندم در ابتداي بحث چند نكته درباره وضعيت كنوني مشاوره مديريت با همكاران درميان گذارم .

 

نقش حياتي مشاورين مديريت

 

نكته نخست درباره اهميت استفاده از نهادمشاوره مديريت در برنامه ريزي و اجراي طرحهاي توسعه است . توسعه البته ابعادمختلفي دارد: سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و…

مشاوره مديريت به همه ابعاد توسعه مرتبط مي شود; زيرا مديريت مجموعه فرايندهايي عام است كه براي امور فرهنگي و اجتماعي و آموزش همان قدر اهميت دارد كه براي فعاليتهاي اقتصادي . اما از لحاظ هماهنگي با مطالبي كه درباره مشاوره فني -مهندسي مطرح خواهدشد اجازه بدهيد بحث را قدري ساده كنيم و به توسعه فقط از بعدصنعتي نگاه كنيم . فرايند توسعه صنعتي – چه در سطح كلان و چه در سطح بنگاه – دروهله نخست شامل يك رشته مطالعات و تصميم گيري هاي راهبردي (استراتژيك ) و درمرحله دوم ترجمه اين تصميمها به برنامه هاي عمل است . مزيد برآن هنگامي كه كارايجاد، اعم از ايجاد تاسيسات زيربنايي يا ايجاد كارخانه به سرانجام رسيد، مساله بهره برداري و استفاده بهينه از آنچه ايجاد شده مطرح مي شود. عنصر مشترك در تمامي اين مراحل فرايندهاي مديريت است . در سطح نخست مي توان از مديريت استراتژيك توسعه و در سطوح ديگر از مديريت اجراي توسعه و مديريت بهره برداري از تاسيسات ايجاد شده صحبت كرد. پس عامل مديريت در تمامي مراحل حضور دارد و اين خود،حضور نهادهاي مشاوره مديريت را مي طلبد.

 

در ادبيات سالهاي اخير مديريت در كشورمان ، فرايند تصميم گيري به دو بخش تصميم سازي و تصميم گيري تقسيم شده است كه دسته بندي بدي نيست . مفهوم اين دسته بندي آن است كه حداقل در اتخاذ تصميم هاي مهم ، كه توسط مديران انجام مي شود، مرحله اي مطالعاتي لازم است كه طي آن گزينه هاي موجود موردتجزيه وتحليل قرار گيرند، امتيازات و نارسايي هاي آنها بررسي شوند و فهرستي كوتاه از گزينه هاي نسبتامطلوب تهيه شود. اين فعاليتها مجموعا همان فرايندي است كه به تصميم سازي معروف شده است . اما تصميم سازان چه كساني هستند؟ تصميم سازان درواقع همان مشاوران مديرند كه در اينجا نقش آنان موردبحث است . سازمانهاي بزرگ ممكن است براي تصميم سازي بيشتر از مشاوران تمام وقت كه در استخدام خود دارند استفاده كنند و فقطبراي موارد مهمتر كه تجربه كافي در سازمان وجود ندارد به مشاوران خارج از سازمان روي آورند. سازمانهاي كوچكتر ممكن است بيشتر از مشاوران خارج از سازمان استفاده كنند; زيرا نگاهداري مشاوران داخلي براي آنان هزينه هاي زيادي دربردارد. درهرحال كارتصميم سازي به عهده مشاوران داخلي و يا خارجي است .

 

يكي از كاستي هاي مديريتي در كشور ما موضوع استفاده از مشاور داخلي است . درسالهاي اخير آن طوري كه اينجانب شاهد بوده ام در آموزش مديريت ، سرمايه گذاري هاي نسبتا خوبي شده است ، اما همگام با آن به آموزش كادر ستادي سازمانها; يعني مشاوران داخلي چندان اهتمام نشده است . قسمتي از اين بي توجهي به الگوهاي ذهني مديران مرتبط است كه ميان فرايندهاي تصميم سازي و تصميم گيري تفاوتي قايل نمي شوند.مشاهده من اين است كه بسياري از مديران بنگاهها، بار تمامي فرايند تصميم گيري را خودبه تنهايي به دوش مي كشند و يا به جاي مطالعات كارشناسي ازطريق جلسه و يابه اصطلاح برخي >هياتي < عمل مي كنند. در چنين شرايطي ، البته نهادهاي مشاور رشدنمي كنند.

علاوه بر تصميم سازي كه مشغله مهم مشاوران مديريت و مشاورين فني – مهندسي است ، براي اداره سازمانهايي كه بر اثر توسعه ايجاد مي شوند و يا گسترش مي يابند، به ساختار و سيستم و روشهاي گوناگون عملياتي و اطلاعاتي نياز است . كار مهم ديگرمشاوران ، طراحي و استقرار اين سيستم ها و روشها است . مشاوران مديريت در ايران بيشتر در زمينه طراحي نه در زمينه تصميم سازي فعاليت داشته اند و اين يكي ديگر از نقاطضعف و كمبودهاي مشاوره مديريت در ايران است .

 

با اين وصف نقش مشاورين مديريت در توسعه از لحاظ اينجانب نقشي اساسي است و هرقدر فرايند توسعه گسترده تر و پيچيده تر شود اين نقش حياتي تر مي شود; زيرافرايند تصميم گيري و تصميم سازي پيچيده و خطرخيزتر مي گردد. مزيد بر آن سازمانهاي جديد، در محيط رقابت به نرم افزارهاي اطلاعاتي – عملياتي سريعتر، توانمندتر وباصرفه تري نياز دارند كه طراحي آنها چندان ساده نيست .

با اين پاسخ نه چندان كوتاه به پرسش نخست ، ادامه بحث را به دوستان عزيز واگذارمي كنم تا در فرصتي مقتضي ، نكات ديگري از وضعيت مشاوره مديريت در ايران را باشما درميان بگذارم .

 

شاه كرمي : قبل از هر چيز بايد گفت كه عنوان اين ميزگرد يعني <نقش مشاوره مديريت و مهندسي در توسعه > خود قدمي است درجهت پيوند بين دو فعاليت اساسي يا دو زيرسيستم كه هريك نقشي موثر در توسعه ايفامي نمايند ولي تاكنون در مسيرهاي جداگانه و بدون تعامل با يكديگر حركت كرده اند.

اگر بخواهيم درخصوص نقش مشاوره مديريت و مشاوره مهندسي در توسعه صحبت كنيم بايد ابتدا تعريفي از توسعه و مشاوره ارائه دهيم .

 

توسعه پايدار

 

در يك تعريف كه همكاران ما در سازمان مديريت صنعتي در يكي از طرحهاي پژوهشي ارائه كرده اند توسعه پايدار بدين ترتيب درنظر گرفته شده است : <فرايند تدريجي بهبود مستمر و ارتقاء توانمنديهاي ملي كه به صورت هدفمند، مداوم ، متوازن ، همه جانبه ، همسو با ارزشهاي جامعه ، درون زا، فراگيرو با مشاركت عامه مردم ، هماهنگ با پذيرش اجتماعي مخاطبين به گونه اي كه همواره امكان همزيستي جريان توسعه را با محيط درحال دگرگوني ، در ارتباط با طلب هاي نوين جامعه تامين و حفظ نمايد. اين كيفيت از توسعه منجر به افزايش مستمر ثروت ملي وبه عبارتي بهره وري پايدار مي گردد>.

در اين تعريف ، از توسعه به عنوان فرايندي ياد شده است كه ويژگي هاي ذكر شده راداراست و ستانده آن افزايش ثروت ملي و بهره وري است . اين فرايند نيازمند سيستم مديريتي و الگوهاي اجرايي مشخص است ، سيستم مديريتي كه بتواند كارآمدي فرايند راتضمين كند. براي اصلاح و بهبود فرايند توسعه (و شايد به تعبيري نظام توسعه ) بايد درنگرشها، ساختارها و رفتارها بازنگري و يا آن را مجددا طراحي كرد. در اين طراحي مي توان جايگاه اجزا و استراتژيها را تعريف كرد.

 

فرايند توسعه خود شامل مجموعه اي از زيرسيستم ها (و يا فرايندها)است ازجمله سيستم هاي مشاوره (مديريت و مهندسي ). اين سيستم ها خود موتور محرك توسعه اند واز طرفي خود نيازمند توسعه (چون جزيي از كل هستند).

 

اعتماد: در ابتداي بحث بي مناسبت نيست كه تعريفي از كاركرد و نقش مهندسين مشاور در جامعه ارائه دهيم كه عبارت است ازبهينه كردن كاربرد سرمايه ، نيروي انساني و منابع طبيعي در راستاي توسعه پايدار; يعني باملاحظات اقتصادي ، اجتماعي و زيست محيطي . اين امر در هر پروژه مي تواند صورت گيرد. البته اين تعريف بدين معنا نيست كه در حال حاضر و در شرايط كشور ما، اين نقش و اين عملكرد توسط همه مهندسين مشاور ايفا مي شود، بلكه اين تعريف آنچه را كه بايدباشد تبيين مي كند. مسلما شرايط، محدوديت ها و مشكلات بسياري كه در شناخت مهندسين مشاور، دادن امكانات به آنها و مسائل ديگر وجود دارد مي تواند اين نقش راكمرنگ يا محو كند.

درحال حاضر جامعه مهندسين مشاور در ايران در بيش از بيست رشته مختلف فعاليت دارد كه عبارتند از: معماري ، شهرسازي ، سازه ، تاسيسات ساختمان ، ژئوتكنيك ،نقشه برداري ، ترافيك و حمل ونقل ، مديريت و سيستم ، زمين شناسي ، طراحي داخلي ، راه و راه آهن ، فرودگاه ، بندرسازي ، منابع آب ، تاسيسات شهري ، سدسازي ، كشاورزي ودامپروري ، صنايع ، مهندسي نفت وگاز و پتروشيمي ، خطوط انتقال نفت و گاز، نيرو،معادن ، و مخابرات .

اين مشاورين تقريبا كليه پروژه هاي عمراني كشور را تهيه كرده و نظارت مي كنند.

 

جزني : مشاوران مديريت و مهندسي براي ايفاي نقش دقيق خود در امر توسعه پايدار كشور كه همان ارائه خدمات تخصصي و حرفه اي است ، بايد قادر به انتخاب و انتقال تكنولوژي مناسب و طراحي نظام هاي عملياتي موردنياز آن تكنولوژي بوده و سرانجام آگاهي كامل به متغيرهاي اثرگذار بر فعاليتهاي اقتصادي و صنعتي داشته باشند. به بيان ديگر من معتقدم كه اطلاعات و دانش حرفه اي مشاور بايدبه روز بوده و از آخرين تحولات علمي مربوط به رشته خود باخبر باشد. اگر وظيفه ي مشاوران مديريت و مهندسي را ارائه خدمات تخصصي و طراحي ، اجرا و ارزيابي نتايج بدانيم ، لازم است كه آنان از نظر علمي نيز توانايي بهره گيري از تكنولوژي پيشرفته و بالا رادر سطحي دارا باشند كه نه تنها اعتماد كارفرما را به خود جلب كنند، بلكه كارفرما را مجهزبه دانش روز كرده و حمايتهاي علمي و كاربردي خود را در اختيارش قرار دهند.

 

تعامل و انديشه گروهي

 

در مورد وظايف مشاوران بايد عرض كنم كه مهمترين وظيفه و نقش مشاوران ، القاء نگرش كار تيمي و ايجاد اعتقاد در كارفرمايان به اهميت كار تيمي و بسيج انديشه گروهي است . من فكر مي كنم تقريبا در تمام سطوح به دليل گره هاي فرهنگي ما هنوز اهميت تعامل ، همكاري و كار تيمي را ياد نگرفته ايم وبه همين دليل فراموش مي كنيم كه اثر هم افزايي كارتيمي ، بخصوص در شرايط اقتصادي وسياسي جامعه جايگاهي بس رفيع دارد. در شرايط كنوني يكي از وظايف مهم مشاوران مديريت و مهندسي آموزش و تاكيد بر كار تيمي و آگاه كردن كارفرمايان به اين مهم است كه تنها با تعامل از دانش حرفه اي و تجربه آنان است كه مي توان در سطح كلان و خرد،اثربخش و اثرگذار بود.

 

سليمانيها: نخست بايد توجه داشت كه ازطرفي مفهوم مهندسي به عرصه بسياري ازامور گسترش يافته است ، چنان كه امروزه رشته هايي چون مهندسي مالي ، مهندسي اجتماعي ، مهندسي ژنتيك و مهندسي سازمان پيدايش و بدان حد از فربهي رسيده اند كه در سطح كارشناسي ارشد و دكترا براي خود موضوعيت مستقل يافته اند. ازطرف ديگرامروزه بيش از پيش پذيرفته شده است كه در مديريت هر پديده و به خدمت گرفتن آن لازم است سيستمي كه آن پديده را موجب مي گردد شناخته و مديريت شود. سازمانها هم كه موضوع توجه و مسئوليت مديران مي باشند نيز به مثابه سيستم هاي باز مورد توجه هستند. سيستم ها موجد بسياري از پديده ها و ازجمله سيستم هاي اقتصادي – اجتماعي كه مصداقي از آن بنگاههاي اقتصادي اند، از ويژگي پيچيدگي برخوردارند. امروزه برپيچيدگي سازمانها و محيط آنها در اثر همان مداخله هاي بشري به طور روزافزوني افزوده مي شود، درنتيجه ديگر اين امر جا افتاده است كه در مديريت اين سازمانها لازم است بادرك اين پيچيدگي ها و با به كارگيري همان دقت و وسواس آنها را مهندسي نمود. به اين ترتيب مشاهده مي شود كه ماهيت مديريت و مهندسي ، روندي همگرا يافته است .

 

حال بايد ديد در اين ميان نقشي كه به آن عنوان مشاوره مديريت يا مهندسي اطلاق مي گردد چگونه موضوعيت پيدا مي كند.

اولا خود پيچيدگي موضوع كار مهندسي (كالا، خدمات ، فرايند ساخت و توليد وپايگاه و سازمان توليدي و بهره برداري ) و مديريت (پديده و سازمان ) نياز به مشاوره ومشورت را ايجاب مي نمايد. درواقع مشاور به مدير و مهندس در درك و تقليل سطح پيچيدگي كمك مي كنند. ثانيا يافته ها و تجربيات مشاور در هر مورد قابليت مدل سازي وتجريد چگونگي پديده ها و سازوكارها را در او تقويت و به يك مهارت تبديل مي نمايد;به طوري كه اين امكان به وجودمي آيد كه آموخته از تجربه اي به تجربه ديگر منتقل ودرنتيجه بر صحت و دقت كار افزوده شود و همچنين در زمان و بسياري از منابع مصروف ديگر صرفه جويي گردد.

 

اهميت نقش مشاوره

 

نكته اي كه در اينجا به نظر اينجانب حائزكمال اهميت و شايسته توجه است اينكه ايفاي نقش مزبور و تحقق فلسفه مطروح براي امر مشاوره ايجاب مي كند كه :

اگر مهندس و مدير نياز به داده دارند، مشاور نياز به META DATA دارد; چنانچه مهندس و مدير نياز به دانش دارند، مشاور نياز به META KNOWLEDGE دارد; اگرمهندس و مدير نياز به تحقيق دارند، مشاور نياز به META RESEARCH دارد.

لذا اين تلقي كه مشاور لزوما در دانسته ها و مهارتها و اطلاعات ، برتري بر مدير يامهندس ندارد اساس چنداني ندارد و اينكه تصور شود گرفتاري و تفرق ذهني مديريت كه او را نيازمند مشاور مي نمايد تعارف است . مگر آنكه تمايز لازم ميان خدمات مديريت ومهندسي و مشاوره مديريت و مهندسي قائل نباشيم و سطح دومي را به اولي تنزل دهيم .

 

حال كه صحبت به اينجا كشيده شد، شايسته يادآوري مي بينم كه گسترش هرسطحي از هر معرفتي ، متوقف سطح بالاتر آن است . به عبارت روشن تر چنانچه درجامعه ، فلسفه و فلاسفه علم ، جايگاهي بر حضور داشته باشند مي توان شاهد گسترش رشته هاي علمي ، تركيب ميان رشته ، پيدايش فرارشته ها و ابررشته هاي علمي بود. بدون احاطه بر حكمت ، گسترش در هر حوزه معرفتي با محدوديت جدي مواجه خواهدبود. به اين ترتيب بدون حضور مشاوران مديريت و مهندسي با سطح بلوغ معرفتي بالا ارتقاءسطح مديريت و مهندسي هم دچار محدوديت خواهدبود.

در خاتمه اين بخش از صحبتهايم مايلم براين نكته يادآور شوم كه به نظر اينجانب مشاوره مديريت و مشاوره مهندسي از يك ماهيت برخوردارند و تفاوت مي تواند درسطح پيچيدگي ميان آنها باشد كه آن هم زماني كه مشاور مهندسي به مهندسي سازمان توجه مي نمايد تاحد زيادي كاهش مي يابد. همچنين مديريت و مهندسي هر دو نيازمندتكنولوژي دانش بر مي باشند، حال آنكه مشاوره مديريت و مهندسي مستلزم تكنولوژي مغزبر هستند.

 

سياه مكون : بحث كليدي و پايه اي اين ميزگرد<چرايي و چگونگي بهره جويي و تاثيرگذاري تفكر فرهيختگان و دانشگران > در مقوله توسعه است . اگر بخواهيم به اين سوال كه مشاوره مديريت و مهندسي براي انجام نقش خود در امر توسعه چه خصوصياتي را بايد دارا باشد، بايد عرض كنم كه مشاورين مديريت و مهندسي طيفي موثر از فرهيختگان و دانشگران هستند كه بنابه ماهيت حرفه اي خود توليد فكر و نوآوري مي كنند در مورد ويژگيهاي حرفه اي آنها جامعه مديران و متخصصين كشور كم و بيش از آن آگاهي دارند. نشريه تدبير هم قبلا (در آذرماه 1378در شماره 98) ميزگرد جامعي در ارتباط با مشاوره مديريت ، برگزار كرده كه موضوعات عمده مطرح شده در آن ميزگرد را مي توان ويژگي هاي مشاورين مديريت و مهندسي قلمداد كرد. بنابراين بهتر است براي جلوگيري از تكرار مطالب ، از نقش و ارتباط مشاورين مديريت و مهندسي با توسعه سخن گفت .

براي اينكه بتوانيم وارد بحث وظايف مشاوره مديريت و مهندسي در ارتباط باتوسعه بشويم ، لازم مي دانم به عنوان مقدمه اين نكته را بگويم كه بعد از انقلاب اسلامي به دلايل گوناگون از جمله جنگ هشت ساله و متعاقب آن فعاليت بازسازي بعد از جنگ ،موجب شد كه مديريت كلان و ارشد برنامه ريزي توسعه كشور نسبت به بهره جويي سيستماتيك از تجارب حرفه اي و دانش مشاورين مديريت و مهندسي بي بهره شده ونقش اين طيف تاثيرگذار و صاحب تفكر حرفه اي ناديده گرفته شود. اكنون در اين ميزگردمي خواهيم در مورد بهره جويي از تفكر مشاورين مديريت و مهندسي را در برنامه ريزي توسعه كه تاريخچه آن به انقلاب صنعتي دنيا حدود اوايل قرن نوزدهم برمي گردد، مجدداتاكيد و بازخواني كنيم . بنابراين ملاحظه مي كنيد كه ناديده گرفتن اين نقش از سوي برنامه ريزان توسعه كشور باتوجه به قدمت تاريخي اثرگذاري اين طيف ، چه ضايعات جبران ناپذيري را در تحقق منافع ملي سبب شده است .

مشاورين به طور كلي بنابه ماهيت حرفه و كسب و كار خود عموما در معرض نظريه ها و تفكرات جديد و متحول جهان قرار مي گيرند. به عبارتي زنجيره تفكرات وابداعات جهاني كه پس از قرنها آزمون ، تبديل به يك نظريه و پارادايم مي شود ابتدا توسطاين افراد جذب مي شود و بعد از آن مشاورين به طور عام و مشاورين مديريت و مهندسي به طور خاص با ديد كاربردي و اقتضائي كردن آن به اينگونه نظريه ها، ابداعات و پارادايم هامي نگرند و آن را در خدمت ماموريت و اهداف بنگاههاي اقتصادي و دستگاههاي اجرايي كشور قرار مي دهند. بنابراين مشاورين مديريت و مهندسي حامل نظريه هاي جديد وپارادايم هاي به آزمون كشيده مي باشند و توانايي زايش نظريه هاي جديد را دارند.

مشاورين مديريت و مهندسي در بعد وظايف كلان خود بر مباني و اصول برنامه توسعه به معناي عام آن مي توانند تاثيرگذار باشند و در بعد تحقق اهداف برنامه از طريق مشاوره و بسترسازي علمي و اجرائي براي پياده سازي انواع پروژه هاي عمراني ، ملي وبخشي اثرگذار هستند.

مشاورين مديريت و مهندسي بنابه ماهيت حرفه اي و كسب كار خود بايد از يك سوتعريف شفاف و دقيق و طبقه بندي شده از موضوع و حدود خدمات هر پروژه ارائه كنند واز سوي ديگر بايد ترجماني از ابعاد پروژه را در قالب متدولوژي ، روش و تكنيك قابل درك و اجرا براي پيمانكار تعريف و مستند نمايند و نهايت اينكه بايد بهينه ترين حالت ازتخصيص منابع كمياب مربوط به شرح خدمات طرح را به اهداف پروژه مدنظر گرفته وبراي كارفرما و پيمانكار آن را تنظيم و تدوين كنند. اگر چنين نقشي را مشاورين مديريت ومهندسي ايفاء نمايند; يعني تامين منافع ملي از طريق تحقق و اجراي انواع پروژه ها باحداقل هزينه (هزينه هاي طرح و هزينه هاي جانشيني ).

بنابراين ملاحظه مي شود در مثلث كارفرما، مشاور و پيمانكار، نقش مشاورين مديريت و مهندسي از يك سو به شفاف سازي رابطه اين سه ركن اختصاص دارد و ازسوي ديگر و در پرتو اين شفاف سازي مي تواند ساير ابعاد ارتباط بين پيمانكار، كارفرما وخود را نيز تعيين و تعريف نمايد و نهايت اينكه چون امر نظارت و كنترل كيفيت اجراي پروژه ها نيز به مشاور ارجاع مي شود، لذا مجموع تجارب حرفه اي مشاورين مديريت ومهندسي عصاره اي ناب از شناخت امكانات و محدوديت هاي كشور در اجراي انواع طرحها و پروژه هاست .

منفرد: امروز ما درجهان با مديريت مدرن مواجه هستيم كه اساس آن نظام مند نمودن روابط حاكم بر سازمان و تحقق اهداف متعالي سازمان است . در جهان امروز با مشاهده روند رشد و توسعه كشورهاي توسعه يافته ، نقش ساختارهاي مديريتي به نحو برجسته اي درتمام شئونات و روابط حاكم بر سازمانها آشكاراست . به رغم شكل گيري منطقي و متناسب زيرساخت هاي مديريتي در بسياري ازكشورهاي توسعه يافته ، توجه به افزايش سطح كيفيت در مديريت و بهينه سازي منابع مادي و انساني همواره از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است . مشاوران مديريت با ارتقاءسطح آگاهيها درجهت كارآفريني و بهره وري منابع مادي و انساني زمينه هاي توسعه پايداررا بسترسازي مي كنند. باتوجه به جايگاه ويژه اين فرهنگ در جهان ما براي توسعه پايدارنيازمند نگرشي نظام مند به مديريت هستيم . درواقع مشاوره در مديريت و مهندسي موجب بهبود مداوم عملكرد در سازمانها شده و درك و اداره فرايندهاي به هم مرتبط يك نظام را شناسايي كرده و به كارايي و اثربخشي در دستيابي به اهداف متعالي سازمان كمك مي نمايد. بنابراين قبل از هر چيز بايست مشخص شود كه آيا فرهنگ مشاوره مديريت ومهندسي در كشور ما نهادينه شده است ؟ تاچه حد با ظرفيت هاي موجود در كشور تناسب داشته و چه جايگاهي دارد؟

Advertisements
دسته‌ها:آموزش و مشاوره برچسب‌ها:
  1. 18 ژوئیه 2008 در 08:35

    اکثریت متخصصین ایرانی در حوزه مشاور دارای دید ستادی و دانش محض هستند . همیشه هم از باید ها و نباید ها حرف میزنند در حالی که نمیدانند که در دل مدیران سازمانها چه میگذرد و نگاه انان به مسائل چگونه است. تا زمانی که دانش مشاوران ما تبدیل به دانش کاربردی نشود و سیستم های ارزیابی عملکرد در مورد آنان به اجرا در نیاید و نیز سیستم های پشتیبانی سازمانی توسط مشاوران به اجرا در نیاید , ما قادر نخواهیم شد تا فرهنگ استفاده از مشاورین را جا بیاندازیم.هر یک از دست اندر کاران این حوزه هم وظائف خاصی از ذهن خودش برای مشاور دیکته میکند که این موضوع را هم باید فکری برایش کرد.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s